من

من
کاج کج کنج و کنارم
من
ذهن مریض و بی مکانم
من
آتشکده و برزخ جانم
من
پیکر یک نه هزار رنج و عذابم
من در اوج درخشش
خودم کارگر بار جهانم
  • اسماعیل غنی زاده
  • شنبه ۶ مرداد ۹۷

شارژمی

کاش ما خزنده های روی پارکت، موکت و آسفالت خیابان ها هم با سیمی به طول یک متر شارژ میشدیم. آن وقت می توانستم بگویم که دنیا در مقابل نیروی من حرفی برای گفتن ندارد...

  • اسماعیل غنی زاده
  • جمعه ۲۹ تیر ۹۷

مصاحبه با بلاگر شماره 8

عدد هشت، شماره پیرهنی که تو اون مسابقه تنم بود. بهم میگفتن گتوزو (Gennaro Gattuso)...





پ ن: مصاحبه من با رادیوبلاگیها رو از اینجا گوش کنید.

از دوستان عزیز رادیو به خاطر این مصاحبه خوب تشکر می کنم. 

  • اسماعیل غنی زاده
  • پنجشنبه ۲۱ تیر ۹۷

بوس اسنپی

سرمو خم کردم طرف شونه ت و گفتم: میدونی چه حسی دارم. گفتی: چه حسی؟ گفتم اینطور که چشمان تو رو نگاه می کنم و سیر نمیشم، می خوام همین الان دنیا به پایان برسه ولی زود به خود میگم حیفه آینده مون رو از این چشم های زیبا نگاه نکنم... دستمو فشار میدی، تبسم می کنی...

هر وقت عکس هات رو می بینم دلم می خواد اسنپ بگیرم بیام بوس بارونت کنم و برگردم... 

  • اسماعیل غنی زاده
  • يكشنبه ۱۰ تیر ۹۷

زندگی

تا حالا اینقدر معنی مرگ و زندگی، درد و خوشحال شدن واقعی رو نفهمیده بودم. امروز مفید بودم و تونستم زندگی یک نفر رو نجات بدم.

  • اسماعیل غنی زاده
  • پنجشنبه ۳۱ خرداد ۹۷

ناامیدم

از دویدن، از درست کردن سر و ته زندگیم خسته شدم. بهت گفته بودم که اصلا آدم خوش شانسی نیستم...

  • اسماعیل غنی زاده
  • سه شنبه ۲۹ خرداد ۹۷
موضوعات