سنگیم

آرام ستانی تنگ
یا کفشی تاخورده
قدم هایی لنگ
نگاه هایی منگ
در اردبیل کوچک
که دیگر جایی برای قدم گذاشتن ندارد
تو بگو
با این شهر چه کنم؟
سنگش به سینه زنم؟
کدام سنگ؟ حسم سنگ، روح شهرم سنگ
گفتگوی مردمم سنگ تر
و سنگ روی سنگ بند نمی شود
من در کوتاه ترین پیاده رو دنیا بغض می کنم همچون سنگ.
بغض و من می شویم یک پاره سنگ
می شویم زیباترین سنگ پیکر...
  • اسماعیل غنی زاده
  • سه شنبه ۷ شهریور ۹۶

آن مرد

سلیقه من و تو که بد نبود

سلیقه آن مرد هم بد نیست

انتخاب است که دست توست

شما زیر ملافه خیس می شوید

و من زیر باران

شبیه گربه های سرگردان

  • اسماعیل غنی زاده
  • شنبه ۲۱ مرداد ۹۶
موضوعات