تکلیف با سرسپردهها مشخص است، گفتگو سرشان نمیشود، پاچه میگیرند. اما آنها که به گفتگو و صبر و نامه نگاری و قانون و حرمت خون شهیدان این سرزمین سکوت میکنند و علارغم مخالفت همراه نمیشوند باید گفت: سابقاً هر چه بوده از نعمت و نقمت الهی، مردمان شریف این سرزمین چشیدهاند، و مسیری که میرویم به تزویر و ریا آلوده و به قهقرا منتهی میشود. دستکم به خودمان دروغ نگوییم. چیزی که در چهل و چند سال کاشتند و به خوردمان دادند، از ما تمدن بهتری نساخت. توجیه نکنیم. اگر ما به فکر آینده این خاک و فرزندان آن نباشیم، متجاوزان از هر سوراخی این کار را خواهند کرد، بیایید باقی بقای همهمان نام نیکمان باشد. مطالبهگری گناه نیست. اعتراض کردن تابو شکنی نیست. اعتراض میکنم، پس هستم. زمان آن نیست که بیطرف بودن را نوعی انتخاب قلمداد کنیم. این کشتی که همگی سوار آنیم، سوراخ است. سکوت کنیم و غرق شویم یا چارهای بیندیشیم، و سریعاً اقدام کنیم. آن کسی که حاکم این کشتی است خود را به خواب زده، امید واهی میدهد. لج میکند. و این برای از بین بردن نسلی از آدمها، خودیها و غیرخودیها کافیاست.
اگر شما کسبهاید، مطمئنم از وضعیت کسب و کارتان ناراضی هستید، یا اگر شما برای این سیستم کار میکنید مطمئنم مخالفید، حتی اگر به وظیفهتان متعهدید، یا به شغلتان علاقهمندید، باز این اصرار به سکوت و بیطرفی آب در هاون کوبیدن است. اصل کار، همان که به شما پول میدهد اندیشه پوسیدهای دارد و تمام تلاش شما را تباه خواهد کرد. پوسیده نیست؟ امیدوار باشیم؟ بود و نبود شما تنها از صدقه سری خون شهیدانی است که با هر رنگ و زبانی برای این سرزمین جانشان را فدا کردهاند.
دوستی گفت: «انقلاب ۵۷ به زمان نیاز دارد تا از راه تجربه الگوی جامعه اسلامی را در عمل نشان دهد، این چهل و چند سال برای ارزیابی یک حکومت اسلامی با وجود این همه دشمن مدت کمی است.» در پاسخ به او گفتم: آب مایه حیات است. چندین استان کشور، به دلیل مدیریت ناکارآمد با بحران تامین آب مواجه است، آب نباشد حیات نیست، آینده نیست. با چه امیدی منتظر الگوی آرمانی حکومت شما باشیم. نه تخصصی دارید نه صاحب اندیشهاید. به چه چیز دلمان خوش باشد. آب فقط یک مثال از هزاران مثالی است که دیگر ته کشیده است. براساس حرف خودتان، حتی حتی با فرض اینکه اسلام، بذاته نوعی سبک زندگی و تفکر قابل پذیرش را ارائه داده است، مطمئنم شما نماینده صالحی برای اجرای آن نیستید. شما که ادعا دارید، بسمالله، کاری کنید مردم از دین و آیین شما فراری نشوند که هیچ، مردمان سرزمینهای دیگر هم جذب شوند و درخواست اقامت بدهند. یا جنس اشکال دارد یا ویزیتور. آخر کی آن روز میرسد که ببینیم همه چیز سر جای خودش است. چه کسی شما را برای برپایی حکومت اسلامی شایسته دانسته؟! با چه حقی این گونه برای دنیا و آخرت مردمان قیم درآمدهاید. از کوچکترین ارگان تا راس حکومت دچار آفت و لجن است. کار از کار گذشته. اموال این جامعه، فرزندان و نسلهای آینده برای شکوفایی به امید و حال خوش نیاز دارند نه سطل آشغال و آمبولانس.
اما این نسل جدید، طاقت منتظر ماندن و سکوت را ندارد، مطالبه سرسخت دارد. عیان است که صاحبان قدرت ترسیدهاند. مگر چقدر میتوانید با سرکوب شاخهها را از بین ببرید، این نسل ریشه نسلی نترستر و شجاعتری خواهد بود که دیر یا زود تیشه به ریشهتان خواهد زد.
فکر کردن به رویش چنین جوانههایی، امید رهایی و آزادی ایران را قوت میبخشد. ای خوشا آن روز و روزی، ای خوشا...